X
تبلیغات
شمیم ادب

شمیم ادب

مطالب ادبی هنری فرهنگی اجتماعی

پاسخ به پرسش قائم شهر

از: گروه ادبيات فارسي سازمان

به: گروه ادبيات فارسي قائم شهر

موضوع: پاسخ به پرسش

 

پرسش 1- نماز بردن در مصراع : «فرود آمد از باره بردش نماز» كنايه است يا خير؟

پاسخ:همانطور كه اشاره كرده ايد "نمازبردن" در متون كهن به معني  "تعظيم كردن" بوده است. در فرهنگ سخن ذيل  نماز بردن آمده است: سرفرود آوردن يا به خاك افتادن در مقابل كسي به نشانه ي احترام به او يا ستايش او: « چون حاجيان او را پيش تخت آوردند ملك را نماز برد» (سياست نامه)

بنابراين نماز بردن در مصراع مورد بحث كنايه نيست.

 

پرسش2- آيا در تشخيص آرايه ي ترصيع «ي» الحاقي را جزء اصل كلمه به شمار آوريم؟

پاسخ: بر اساس كتاب آرايه هاي ادبي سال سوم انساني «ي» الحاقي نبايد جزء كلمه محسوب شود لذا بيت سنايي:

                                همه عزي و جلالي همه علمي و يقيني

                                همه نوري و سروري هكمه جودي و جزايي

داراي آرايه ي موازنه است.

 

باسپاس                             

                                       گروه ادبيات فارسي سازمان             

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 10:45  توسط ابوالحسن سلیمانی تپه سری  | 

یک پرسش یک پاسخ

پرسش: برای آگاهی از هر یک از حماسه های طبیعی و مصنوع ذکر شده در کتب ادبیات فارسی، به چه منابعی می توان رجوع کرد؟

پاسخ اعضای گروه ادبیات سازمان: برای آگاهی از حماسه های "گیل گمش، ایلیاد، ادیسه و رامایانا" می توانید به آثار زیر رجوع کنید:

   1) حماسه ی گیل گمش، ن. ک. ساندرز، ترجمه ی اسماعیل فلزی، تهران، انتشارات هیرمند، چ اول، 1376.

   2) ایلیاد هومر، ترجمه ی سعید نفیسی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

   3) ادیسه ی هومر، ترجمه ی سعید نفیسی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

   4) سیری در اساطیر یونان و رم، ادیت همیلتون، ترجمه ی عبدالحسین شریفیان، تهران، انتشارات اساطیر، چ اول، 1376، صص 274 - 243  و 298- 275.

   5) تروا در کشاکش بیداد خدایان، فریدون صادقی، تهران، انتشارات فکر روز، چ اول، 1374.

   6) اساطیر هند، ورونیکا ایونس، ترجمه ی باجلان فرخی، تهران، انتشارات اساطیر، چ اول، 1373، ص 97 - 89.

   7) انواع ادبی، سیروس شمیسا، تهران، انتشارات فردوس، چ نهم،1381، ص 105- 97.

هم چنین برای آگاهی بیشتر از حماسه های مصنوع "ظفرنامه، خاوران نامه و حمله ی حیدری" رجوع کنید به:

حماسه سرایی در ایران، دکتر ذبیح الله صفا، تهران، انتشارات فردوس، چ سوم، 1383، صص 352، 373 و 375.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 22:45  توسط ابوالحسن سلیمانی تپه سری  | 

یک پرسش یک پاسخ

پرسش: در بیت «نی حدیث راه پر خون می کند/ قصه های عشق مجنون می کند» (ادبیات پیش دانشگاهی، درس 1) نوع فعل چگونه است؟

پاسخ اعضای گروه ادبیات سازمان: در هر دو مصراع بیت مذکور فعل جمله، ساده و به معنای «می گوید» است. در "فرهنگ سخن" یکی از معانی فعل «کردن» چنین آمده است: «گفتن، بازگو کردن» و برای این معنا بیت زیر از حافظ به عنوان شاهد ذکر شده است:

                           «بی دلی در همه احوال خدا با او بود     

                           او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد»

ر.ک. فرهنگ سخن، دکتر حسن انوری، تهران، انتشارات سخن، چ دوم، 1382، ج ششم، ص 5785، ذیل ماده ی «کردن».

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 22:44  توسط ابوالحسن سلیمانی تپه سری  | 

پاسخ به پرسش فریدونکنار

از: گروه زبان و ادبیات فارسی سازمان آموزش و پرورش استان مازندران

به: گروه زبان و ادبیات فارسی فریدونکنار

موضوع: پاسخ به پرسش

 

با سلام و درود و ضمن سپاس از مکاتبه ی شما با گروه زبان و ادبیات فارسی سازمان، در پاسخ به نامه ی مورخ 7 / 10/ 85  شما درباره ی اضافه های تشبیهی ای که گاهی وجه شبه آن ها نیز ذکر شده است، به آگاهی می رساند:

در کتب بیان، توجهی به این نکته نشده است و حتی در برخی از این کتاب ها در شواهدی که برای اضافه ی تشبیهی ذکر شده، وجه شبه وجود دارد. به عنوان نمونه، دکتر سیروس شمیسا با این که در تعریف اضافه ی تشبیهی می نویسد: «تشبیهی است که در آن مشبه و مشبه به، به هم اضافه شده باشند و در این صورت ادات تشبیه و وجه شبه محذوف است» (بیان، ص 116)، ولی بیت زیر را به عنوان یکی از شواهد ذکر می کند که در هر دو مصراع آن اضافه ی تشبیهی وجود دارد و در هر دو مصراع نیز وجه شبه ذکر شده است:

«شبی زیت فکرت همی سوختم        چــراغ بلاغــت  بیفروختـــم»

بنا بر آن چه گفته شد، می توان نتیجه گرفت که تشبیهات بلیغی را که به صورت اضافه ی تشبیهی هستند، فقط در همان ترکیب و جدای از کل جمله یا مصراع مورد بررسی قرار می دهند که در این صورت در خـود آن ترکیب اضافی (اضافه ی تشبیهی) نه اداتی وجــود دارد و نه وجه شبهی. به عبارت دیگر، به وجه شبه موجود در کلام از آن جهت که در بیرون از ترکیب قرار دارد، توجهی نمی کنند.

 

                                                               با سپاس فراوان و بدرود       

                                                              گروه زبان وادبیات فارسی

                                                    سازمان آموزش و پرورش استان مازندران

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 19:53  توسط ابوالحسن سلیمانی تپه سری  | 

پاسخ به پرسش فریدونکنار

از: گروه زبان و ادبیات فارسی سازمان آموزش و پرورش مازندران

به: گروه زبان و ادبیات فارسی منطقه ی فریدونکنار

موضوع: پاسخ به پرسش

 

با سلام و درود

در پاسخ به نامه ی شماره ی 511/1225 مورخ 30/1/86 درباره ی ابهام زمانی موجود در درس بیستم ادبیات فارسی (1) (سفر به بصره) به آگاهی می رساند:

همان گونه که مستحضرید، ناصرخسرو و برادرش در بدو ورود به بصره به گرمابه می روند اما آن ها را به سبب بدحالی و برهنگی بدان جا راه نمی دهند. پس از مدتی وزیر ملک اهواز، آن ها را از رنج بی نوایی و برهنگی می رهاند و آن ها از اول شعبان تا نیمه ی رمضان (حدود 45 روز) در بصره توقف می کنند. بعد از آن که حال دنیاوی ناصرخسرو و برادرش نیک می شود، در میانه ی مدت توقف در بصره (بیست روز پس از راه ندادن آن ها به گرمابه) دوباره و البته این بار با سر و وضعی کاملا متفاوت، به همان گرمابه می روند و همه در کمال احترام با آنان برخورد می کنند. ناصرخسرو پس از ذکر این ماجرا می گوید: «و این هر دو حال در مدت بیست روز بود» و مقصود از این هر دو حال، نخستین و دومین حضور آن ها در گرمابه است و این که بیست روز پس از راه ندادن آن ها به گرمابه - که از نظر زمانی حدودا با اواسط مدت توقف آن ها در بصره مطابقت دارد- برای بار دوم به گرمابه رفتند. همان گونه که ملاحظه می شود هیچ ابهام زمانی در این یادداشت ناصرخسرو وجود ندارد.

 

با سپاس                          

گروه زبان و ادبیات فارسی                

سازمان آموزش و پرورش استان مازندران        

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 19:50  توسط ابوالحسن سلیمانی تپه سری  | 

مقاله

پارودي(Parody) يا نقيضه پردازي و بررسي آن در آثار عبيد زاكاني

 

                                                                                         یوسف شفیعی چالی تبار

دبیر مراکز آموزشی بابل

 

 پارودي(Parody) در حقيقت تقليد تمسخرآميزي از  يك شعر، نثر يا به طور كلي اثر ادبي مي باشد كه در اين كار تلاش مي شود ويژگي سبكي و بيان صاحب اثر اصلي تا حد بسيار زيادي رعايت گردد. نقيضه همان كاري را در ادبيات انجام مي دهد كه كاريكاتور در نقاشي. هدف نقيضه پردازي اغلب انتقاد از اثر اصلي يا نويسنده ي آن است ولي گاهي نقيضه خود اثري هنري مستقلي است.(1)

به عنوان نمونه مي توان به «رساله ي تعريفات » عبيد زاكاني و يا «لغت نامه ی شيطان »امبروز بي يرس (Ambrose  Bierce) ،نويسنده ي آمريكايي، اشاره كرد كه با تقليدي پر از طعن  و نيش و  كنايه هاي طنزآميز  واژه ها را  معني  كرده اند.(2)

به طور كلي شاعران و نويسندگان يكي از سه روش زير را براي نوشتن پارودي (نقيضه) به كار مي برند:(۳)

1- از نظر لفظ : با تغيير دادن كلمات، اثر اصلي را به شكل فكاهي و عاميانه درمي آورند مثل تقليد غزل هاي «بسحاق اطعمه» از غزليات سعدي و حافظ :

دارم از «كله» و « كيپا » گله چندان كه مپرس

كه چنان رو شده ام بي سر و سامان كه مپرس ( بسحاق اطعمه )

كه نقيضه اي است بر يك غزل حافظ با مطلع :

«دارم از زلف سياهش گله چندان كه مپرس

كه چنان زو شده ام بي سروسامان كه مپرس»

و يا صادق هدايت بر شعر معرف «دماونديه» ي ملك الشعراي بهار نقيضه اي ساخته است:(4)

اي  ديو سپيد  پاي  در  بند

اي  گنبد  گيتي  اي  دماوند

ازنسيم به سريكي كله خود

ز آهن به  ميان يكي كمربند (بهار)

 

اي صاف و سفيد كله ي قند

 وز نخ به ميان يكي كمربند (صادق هدايت)

2- از نظر سبك و شيوه ي بيان كه در آن روش نگارش يا شيوه ی شاعري نويسندگان و شاعران براي  بيان موضوعي غير جدي انتخاب مي شود همانند «خارستان» اديب كرماني كه تقليد طنزآميزي است از سبك گلستان سعدي. (5)

3- از نظر درون مايه كه محتواي اثري به شكل طنزآميز بازسازي مي شود همانند رساله ي « اخلاق الاشراف».

عبيد زاكاني و نقيضه پردازي

در ادب فارسي مي توان از افرادي چون «بسحاق اطعمه»، «نظام الدين قاري يزدي» و « فريدون توللي» (با كتاب التفاصيل كه نثر مصنوع گذشتگان را مورد تقليد قرار داد)، نام برد. اما در اين ميان آثار عبيد زاكاني هم به لحاظ حجم و هم به خاطر قدرت بيان عبيد قابل توجه است.

عبيد با توجه به اوضاع نامناسب و فساد اجتماعي حاكم بر زمان خود آثاري را پديد آورد كه نه تنها از نظر ادبي اهميت دارند، بلكه مي توان آن ها را از نظر آگاهي يافتن به اوضاع اجتماعي و سياسي دوران او مورد بررسي قرار داد.    

آثاري چون «صد پند»، «رساله ی دلگشا» و «اشعار و تمثيلات او» همان گونه كه گفته شد، نوعي  پارودي و  نقيضه محسوب مي گردند.

بررسي مختصر آثار عبيد

الف- صد پند «عبيد آن را در سال 750 ه . ق نوشت و در آغاز آن گفت: كه در آن اوان رساله اي را كه افلاطون براي شاگرد خود ارسطو نوشت و خواجه نصير توسي آن را به پارسي درآورد و با پندنامه ي انوشيروان همراه كرده بود، مطالعه كرد و بر آن ترتيب پندنامه هايي اتفاق افتاد از شائبه ي ريا خالي و تكلفات عاري». (6)

در اين پندنامه كه شامل صد پند است، عبيد زاكاني با شيوه ی مخصوص خود انتقادات خود را همراه با طنز طعنه بيان كرده است. نمونه هايي از اين پندنامه را مي خوانيم :

مستان را دست گيريد/ از مجلس عربده بگذريد/ راستي و انصاف و مسلماني از بازاريان مطلبيد.

در راستي و وفاداري مبالغه مكنيد تا به قولنج و ديگر امراض مبتلا نشويد.

به هر حال از مرگ بپرهيزيد كه از قديم مرگ را مكروه داشته اند...(7)

ب- اخلاق الاشراف «اين كتاب در حقيقت مهم ترين اثر منثور اوست كه تقليد طنزآميزي از" اوصاف الاشراف" خواجه  نصير توسي است. مقصود  عبيد  در اين  رساله في الواقع  بيان مفاسد اخلاق و اوصاف رجال روزگار او بود كه  الحق  بيشتر آن ها  از اراذل جهان بودند نه از افاضل دوران» (8)

ج- اشعار و تمثيلات عبيد زاكاني كه شاعر از اشعار معروف ديگران تقليد كرده است:

چه  تفاوت  كند  از  آن  كه  بيايي  بر  ما

«بامدادان  كه  تفاوت  نكند  ليل  و  نهار»

دست دردامن مي زن كه ازاين سپس شب و روز

«خوش  بود  دامن  صحرا  و  تماشاي  بهار»

اشعار داخل گیومه از سعدي است .

و يا شعر زير:

«مردم به عيش خوشدل من و مبتلاي قرض

هر كس به كار و باري و  من  مبتلاي  قرض

فرض  خداي  و  قرض خلايق   به  گردنم

آيا   اداي   فرض  كنم   يا   اداي   قرض

مردم  ز دست قرض  گريزان  و  من  همي

خواهم  پس  از  نماز  و  دعا  از خداي قرض

گر  خواجه  تربيت نكند  پيش  پادشاه

مسكين عبيد نكند آخر اداي قرض» (9)

كه بي ترديد نقيضه اي است بر شعر معروف «برف» از كمال الدين اصفهاني با مطلع :

«هرگز كسي  نداند  بدين  سان  نشان  برف

گويي كه لقمه اي است زمين در دهان برف»

 متاسفانه بسياري از اشعار اين گونه ی عبيد داراي الفاظ نامناسب و زشت است كه از ذکر آن ها خودداري مي شود.

خوب است بدانيم «امبروز بي يرس» اهل آمريكا در قرن نوزدهم لغت نامه اي به نام «لغت نامه ی شيطان» نوشت كه بي شباهت به رساله ي تعريفات عبيد نيست .(10)

 

پي نوشت ها

1- ميرصادقي، ميمنت ، واژه نامه ي هنر شاعري، تهران، انتشارات مهناز، ص 279.

2- ناتل خانلري، پرويز، هفتاد سخن، تهران، توس،  ج 3، ص 122.

3- ميرصادقي، ميمنت،  واژه نامه ي هنر شاعري، ص 280.

4- شميسا، دكتر سيروس، انواع ادبي، تهران، توس، ص 231.

5- همان، ص 231.

6- صفا، ذبيح الله، تاريخ ادبيات ، تهران، توس، ج 2/3، ص 1271.

7- كليات عبيد زاكاني، ص 52 به بعد .

8- صفا، ذبيح الله ، تاريخ ادبيات،  تهران،  توس، ج 2/3، ص 1270.

9- كليات عبيد زاكاني، صص 70 ، 71 ، 72.

10- ناتل خانلري، پرويز، هفتاد سخن، ص 122.

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 6:17  توسط ابوالحسن سلیمانی تپه سری  |