شمیم ادب

مطالب ادبی هنری فرهنگی اجتماعی

عليرضا قزوه و باغِ نگاه

/* /*]]>*/   عليرضا قزوه و باغِ نگاه       نگارش رضا كريمي لاريمي       فروردين ماه 1388       چاپ شده در مجله ی رشد  ادب فارسی شماره ی 91                                              چكيده       دراين مقاله  ضمن معرّفي نويسنده و آثارش ، شعر نيمايي «باغِ نگاه» (درسي از ادبيّات فارسي سوّم متوسطه) از نظر محتوايي و هم چنين ادبي و هنري مورد نقد و بررسي قرار گرفته و سعي شده است تصاوير چهارگانه ي آن صبح ، شب ،آفتاب و آبشار تحليل گردد. كليد واژه ها : عليرضا قزوه ، باغِ نگاه ، صبح ، شب ،آفتاب ، آبشار و ميوه ي خورشيد.       مقدّمه احوال و آثار عليرضا قزوه         «علیرضا قزوه شاعر و نویسنده معاصر در اوّل بهمن ماه سال 1342 ه. ش ، در گرمسار متولّد شد. دوران كودكي و تحصيلات را در همان جا گذراند و در سال 1361، ديپلم تجربي گرفت . قزوه وارد دانشگاه حقوق مدرسه ي عالي قضايي قم شد و در سال 1369 ، به دريافت مدرك كارشناسي نائل آمد . سپس تحصيلات خود را در سال 1374 در رشته ي كارشناسي ارشد زبان و ادبيّات فارسي در دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران ادامه داد و در سال 1376 موفّق به دريافت مدرك كارشناسي ارشد گرديد . وي علاوه بر تحصيلات دانشگاهي ، داراي تحصيلات حوزوي تا پايه ي پنجم سطح نيز مي باشد . قزوه اوّلين شعر خود را در سال 1360 سرود و در سال 1363 همكاري خود را با مجلّه ي «اميد انقلاب» آغاز كرد . شعرهاي وي تاكنون به صورت پراكنده در بيش تر روز نامه ها و مجلّات كثيرالانتشار و مجموعه شعرهاي گردآوري شده ، انتشار يافته است . وي تاكنون با روزنامه هاي جمهوري اسلامي ، اطّلاعات ، ماهنامه ي ادبستان ، صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران ، حوره هنري ، بنياد حفظ آثار و ارزش هاي دفاع مقدّس و ... همكاري داشته است .  او از سال 1368 تا سال 1377 مسئوليّت صفحه ي «بشنو از ني» روزنامه ي اطّلاعات را عهده دار بوده است . قزوه در سال هاي 1375و1376 دبيري همايش هاي سراسري شعر طلّاب را بر عهده داشت و از سال 1378 نيز مدّتي وابسته ي فرهنگي ايران در كشور تاجيكستان بود . وي از جمله شاعراني است كه تاكنون در بيش تر همايش هاي سراسري شعر دفاع مقدّس ، و شب هاي شعر دفاع و مقاومت حضوري فعّال داشته است . قزوه در طول دوران دفاع مقدّس مدّت يك سال را در جبهه ها گذرانده است . او در حال حاضر مسئوليّت كانون هاي ادبي در فرهنگ سراهاي تهران را عهده دار است . »(بيگي حبيب آبادي ،1382، 2 : 924ـ923) .           آثار منتشر شده ي وي عبارتنداز : 1.از نخلستان تا خيابان (مجموعه ي شعر) ، نشر همراه ، چ اوّل و دوّم 1368، و حوزه هنري چ سوّم و چهارم . 2.دو ركعت عشق (خاطرات جنگ) ، حوزه هنري ، 1373 . 3.پرستو در قاف (سفرنامه ي حج) ، حوزه هنري ، 1374 .          نثر او شیوا و دل نشین است. وی مانند بقیه حج گزاران اهل قلم ، خاطرات و برداشت های خود را از حج در قالب سفرنامه ای به نام «پرستو در قاف» به رشته ی تحریر درآورده است. 4.يادهاي سبز (نگاهي به زندگي و شعر شاعران سفركرده ) ، بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدّس.  5.چه عطر شگفتي (يادنامه ي زنده ياد احمد زارعي) ، حوزه هنري. 6.شبلي و آتش (مجموعه ي شعر) ، محراب انديشه ، 1375،چ اوّل ، و نشر اهل قلم چ دوّم و سوّم . 7.اين همه ي يوسف (مجمو عه ي شعر) ، كنگره ي سرداران تهران ، چ اوّل و دوّم ، 1376 . 8.غزل معاصر ايران ، حوزه هنري ،( و برگردان به خط بريل براي كشور تاجيكستان) حوزه هنري ،1376. 9.خورشيد هاي گمشده (شاعران تاجيك) ، حوزه هنري ، 1376 . 10.ميان ماندن و رفتن (جنگ ادبي) ، كار مشترك ،حوزه هنري ،1376 . 11.گزيده ي ادبيّات معاصر (مجموعه ي شعر) ، شماره ي 41 ، انتشارات نيستان ،1378 . 12 قدم زدن در كلمات (مجموعه ي گفت و گو با شاعران معاصر) ، حوزه هنري ، 1379 . 13.عشق ، عليه السلام ، ( مجموعه ي شعر ) ، انجمن شاعران ، 1381 . 14.دوبيتي هاي امروز تاجيكستان ، با همكاري محمّد علي عجمي ، حوزه هنري .         وي مي گويد : «شعر دفاع مقدّس تنومندترين شاخه ي شعر معاصر است و بسياري از چهره هاي موفّق شعر امروز ايران از شاعران دفاع مقدّس نيز بوده اند . به نظر من از بهترين شعرهاي دفاع مقدّس مي توان به شعر «در خلوت بعد از يك تشييع» زنده ياد سلمان هراتي ، «شعر براي جنگ» قيصر امين پور و غزل«غريبانه» پرويز بيگي حبيب آبادي اشاره كرد .» (همان : 925) .                         نقد و بررسي شعر باغِ نگاه          اوّلين مجموعه ای که نامش را در بخش آثار ذكر كرده ام ؛ یعنی از مجموعه ي شعر «از نخلستان تا خیابان» شعر نیمایی «باغ نگاه» با محتوای ادبیّات پایداری انتخاب شده است. این مجموعه ي فوق شامل غزل ها (16 غزل) ، دوبیتی ها (15 دوبیتی) ، رباعی ها (6 رباعی) ، مثنوی (1 مثنوی) و نو سروده هايي (7 شعر در قالب نیمایی) است که شعر باغِ نگاه از قسمت نو سروده های این مجموعه ي برگزیده شده است. سروده ی «باغِ نگاه» در توصیف جانبازی ، یک بسیجی به نام «مجید ابوالقاسمی» است که چشمان خویش را در راه ایمان و اعتقادش به درگاه خدا تقدیم داشته است. این شعر آیینه ی پایداری و ایثارگری های جانبازان انقلاب اسلامی است که در فروردین ماه 1367 سروده شده است.           عنوان «باغِ نگاه» یک ترکیب اضافه ي تشبیهی است که نگاه به باغ مانند گرديده است. این شعر دارای چهار تصویر زیبا و جذّاب است : 1)صبح 2) شب 3) آفتاب 4) آبشار.  1) صبح دو مرغ رها                    بی صدا                    صحن دو چشمان تو را ترک کرد.           تصویر اوّل ، صبح است که با دمیدن روشنی و خورشید تناسب دارد به این خاطر شاعر شعر خود را با صبح که نماد روشنایی و نور است  ، آغاز کرده است. این بند ، بیانگر از دست دادن بینایی بسیجی است. به قول شاعر چه آرام آرام نور دیدگانت از کاسه ی چشمان تو رفت. آن هم بی صدا چون صدایی ندارد. و سحرگاهان بینایی همچون پرنده ی آزاده و رها ، ساکت و آرام فضای مقدّس چشمان تو را ترک کرد./ صحن دو چشمان اشاره به مقدّس بودن چشمان جانباز دارد و این يك ترکیب اضافه ي استعاری است./ دو مرغ رها : استعاره از بینایی دو چشم جانباز (معادل دو صف از یاکریم) است./ شاعر بین دومرغ رها ، صحن و ترک کردن تناسب زیبا و دل نشینی ایجاد نموده است./ رها و صدا : قافیه اند.    2) شب ، دو صف از یاکریم                        بال به بال نسیم                                      از لب دیوار دلت   پر کشید          تصویر دوّم ، شب است چون نور و روشنایی که رفت ، شب (نابینایی) فرا می رسد. شب سیاهی است و ظلمت و نمادی از امتداد دیده ها را نشان می دهد. این بیانگر این است که شب هنگام ، امتداد نور دیدگانت به سوی آسمان ها رفت. بینایی از دو چشمت همچون دو گروه کبوتر به همراه نسیم از چشمان تو پرواز کرد و رفت (بینایی از دوچشمت را از دست دادی). و حالا دیگر نوبت به مناجات های توست که پشت سرهم دست بلند کرد و به رازگویی می پردازد. در «دو صف از یاکریم» ایهام لطیفی وجود دارد :  1ـ پرندگان که مثل نور از دیدگان  رفتتند (مرغِ دیده) 2ـ دعاها كه پشت سر هم به هوا پرواز می کنند (مناجات و یاکریم گفتن). یاکریم : استعاره از امتداد نور و روشنایی چشم./ بالِ نسیم : استعاره ي مکنیّه ، (اضافه ي استعاری) نسیم چون پرنده بال دارد./ بال به بال : کنایه از همراه./ لب دیوار دل: استعاره از چشم است زیرا چشم ، دیده بان قلعه یِ دل است. لب دیوار دل معادل صحن دو چشمان است./ دیوار دل استعاره ی مکنیّه (اضافه ي استعاری). دل همچون قلعه دیواری دارد./ واج آرایی یا نغمه ي حروف در صامت های «ب» و «ل» دیده می شود.         3) آفتاب            خار و خس مزرعه ی چشم تو           تصویر سوّم ، آفتاب است. نماد پرتو افشانی ، روشنایی ، تابندگی و درخشندگی. در این تصویر شاعر ممدوح خود را توصیف می کند و با شیوه ی مبالغه و اغراق تشبیه تفضیل را به کار برده است. می گوید چشم تو با این که نور و روشنایی خود را از دست داده ، برتر و نورانی تر از خورشید است و آفتاب در برابر چشمان تو هیچ است و خار و خسی بیش نیست. مفهوم بند این است که خورشید در برابر چشمان تو بی ارزش است./ آفتاب به خار و خس مانند شده است./ خار و خس نماد بی ارزشی./ مزرعه ي چشم : اضافه ي تشبیهی./ شاعر آفتاب را خار و خس چشم جانباز می داند زیرا خورشید با همه عظمتش در برابر روشن بینی چشم جانباز حقیر و بی ارزش است.     4) آبشار          موج فروخفته ای از خشم تو                       می شود از باغ نگاهت ، هنوز                                      یک سبد از میوه یِ خورشید                                                                          چید (قزوه ،1372 :72ـ71)         تصویر چهارم ، آبشار است. نماد خروشندگی و تپندگی (مبالغه در چشم). آبشار در برابر خشم و خروش تو به مانند موج خاموش و ساکتی است. آبشار با این که خروشنده و تپنده است امّا در مقابل خشم تو فروکش کرده است. هنوز هم طراوت و تازگی از چشمان تو می رسد که می شود ، سبد سبد از چشمان تو میوه ای از روشنایی و نور و معرفت و معنویّت باطنی (میوه یِ خورشید) چید و هنوز می توان از نگاه تو نور معنویّت و صفا و صمیمیت را گرفت. با این که ظاهراً بینایی چشمانت را از دست داده ای با این همه نور معنوی و باطنی چشمان تو از نور خورشید هم بیشتر است و نور خورشید در برابر چشمان تو ارزشی ندارد. و خشم تو پرخروش تر و سهمناک تر از آبشار است (آبشار با آن همه خروش و خشمش مثل موجِ به ساحل رسیده و آرام خشم تو است).        مفهوم بند ، این است که با وجود از دست دادن بینایی ظاهری چشمانت ، هنوز هم می توان از نگاهت ، نور معنویّت و ایمان را برداشت کرد (وجودت پر از نور معنوی است). با این که چشمانت را از دست داده ای امّا دلی روشن و نورانی داری.         آبشار به  موج فروخفته (خوابیده و خاموش) تشبیه شده است./ موج فرو خفته : پارادوکس و متناقض نما / چشم ، خشم : جناس ناقص اختلافی/ میوه یِ خورشید : اضافه ي استعاری، ميوه استعاره از نور معنوی و باطنی و بصیرت. خورشید استعاره از درخت است. میوه یِ خورشید : خورشید مثل درختی است که نور آن میوه است. (استعاره ي مکنیّه)./ باغ ، سبد ، میوه : تناسب/ آبشار، موج : مراعات نظیر./ یک سبد میوه یِ خورشید برابر است با شعر معروف«هاتف اصفهانی»:            چشم دل باز کن که جان بینی                آن چه نادیدنی است آن بینی   منابع و مآخذ : 1.بيگي حبيب آبادي ، پرويز . (1382) .حماسه هاي هميشه (زندگي نامه ، شعر ، نگاه ، نقد ونظر در شعر شاعران دفاع مقدّس) .چ اوّل . ج دوّم . تهران : فرهنگ گستر و صرير . 2. فعّال عراقی، حسین . (1385) . ادبیّات فارسی(3) . سال سوّم متوسطه . چ اوّل . تهران : چاپ و نشر کتاب های درسی ایران. 3. قزوه ، علیرضا . (1372). از نخلستان تا خیابان . چ سوّم . تهران : حوزه ی هنری . 4.ــــــــــــــ . (بي تا) . پرستو در قاف . چ اوّل . تهران : حوزه ی هنری . 5.مؤلفان ... .(1377) . ادبیّات فارسی (1و2) . سال اوّل متوسطه (1/201) . چ دوّم . تهران : شرکت نشر و چاپ کتاب های درسی ایران . 6. مؤلفان ... . (1378) . ادبیّات فارسی(5) . سال سوّم متوسطه (1/249) . چ اوّل . تهران : شرکت چاپ و نشر کتاب های درسی ایران . 7. یاسینی ، حسین ، محبّی ، نصرت الله . (1377) . ادبیّات فارسی (1و2) نظری، فنی و حرفه ای و کار و دانش . چ اوّل . تهران : نشر شورا (وابسته به انتشارات علمی و فرهنگی) . صص 24ـ23.       
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 21:40  توسط ابوالحسن سلیمانی تپه سری  |